تبليغاتX
شازده کوچولو خیلی وقته بزرگ شده
قصه های کهنه ای که تا همیشه نو می مونند اگه شما بخواهید

فرداي من حتی، تنهاتر از ديروز و امروزست.

فرداي من بي شك، شاكي ز تكرار مكررهاي امروزست.

فرداي من بي شك، تعبير بي رنگي از اين غمنامه ي فرسوده خواهد داشت.

ساز بد آهنگ دلم فردا، نفرين ناكوك حياتم را، فرياد خواهد ساخت.

فرداي من در انتظار ريزش آوار، رخت عزا بر قامت خورشيد خواهد دوخت.

از خانه ام فردا، ويرانه اي بر جاي خواهد ماند.

من اشك هايم را، بر شانه هاي كاذب يك دوست باريدم،

فردا دلم ديگر مجال گريه را از دست خواهد داد.

ناگفته هايم را، در گوش يك بيگانه نجوا كرده ام ديروز،

فردا دلم مي ميرد و لب بسته خواهد ماند.

نژلا


"توجه!"

دوستان عزیزم من به تازگی نوشته هام رو روی یکی دو تا وبلاگ دیدم !

می خوام خواهش کنم به حقوق من احترام بگذارید و بدون هماهنگی کپی برداری نکنید. 

ممنونم  


 

نوشته شده توسط نژلا |

كاش اين خاطره ها،

 ساده از خاطر آشفته ي شب پاك شود.

كاش در ذهن زمان ،

فكر بيدار ِ رسيدن به طلوع ، تا ابد خواب شود.

كاش سرشاري قلبت يك بار،

غم نيلوفري چشم مرا مي فهميد.

غم برايم آشناست،

آشنا چون تو!

(بخش کوتاهی از یک نوشته قدیمی ) 

نژلا


نوشته شده توسط نژلا |

نگاه نمناك لحظه هایم شتابان تر از نواي كاذب ساعتم به استقبال شب شتافته است

و من اينجا مشغول وداع با تو.


نه بغضي است كه ابتداي جاده را تر كند

و نه شكايتي كه سكوت خسته ام را فرياد.


ببين چه بي بهانه مي روم و چه صبور تماشا مي كني!

 

نژلا

  


نوشته شده توسط نژلا |